۱۳۸۸ مهر ۸, چهارشنبه

آقای مهران مدیری! تو خجالت نمیکشی؟؟؟

آقا مهران! این خبر رو که خوندم ، با خودم گفتم: "یعنی این مهران خان خجالت نمیکشه؟ بازم تولید سریالای طنز برای رسانه ای که ننگ ماست؟"
باز با خودم گفتم: "یعنی این مهران خان خجالت نمیکشه؟ مگه کلی از بچه های جنبش سبز ، خیلی محترمانه و دوستانه ازش خواهش نکردن که بی خیال سریال سازی و پول سازی واسه این رسانه ی میلی بشه. یعنی مردم - بخون جنبش سبز - از عمو عزی و صدا و سیمان ننگین واسه ت کم ارزشترن؟"
باز با خودم گفتم: "یعنی این مردک خجالت نمیخواد بکشه؟ یعنی اینقدر محتاج پوله که باز با رسانه ی کودتاچیا داره میریزه رو هم؟ «قهوه ی تلخ» تو ، کام زندگی ما را تلخ خواهد کرد! تو هم باید به ذلت شریفی نیای خائن گرفتار شی و 2 بار که تو سالن با هو کردن مردم از سالن فرار کردی ، میفهمی که دیگه اون طناز دوست داشتنی ما نیستی!"
آخر سر با خودم گفتم: "این عکس بالا رو دیدی آق مهران؟ این سرنوشت واقعیته! جنبش سبز ولت میکنه به حال خودت و اونوقت مهران میمونه و حوض عمو عزی!"
کلام آخر: Shame on you Mehran Moridi, Shame on you traitor

۱۳۸۸ شهریور ۳۰, دوشنبه

روز ایران (قدس سابق) ، روز شادی بود ، روز امید و یقین به پیروزی سبزها


چیزهایی که من روز ایران (روز قدس سابق) به چشم دیدم:
  1. کروبی: همچنان مقاوم و استوار ، خستگی ناپذیر ، به چهره ای بشاش و شاد و پیشانی عرق کرده از جنگندگی های بی امان شیخ سبزمان
  2. خاتمی: همچنان خندان ، بی عمامه ، در میان کفتارهایی که عمامه از سرش انداختند
  3. گاز اشک آور با کاور کنفی ریزبافت (3 عدد) ، اسپری اشک آور (به تعداد لازم) ، سبزهای سیگار به دست و ماسک به دهان (بی شماررررررررررررر)
  4. شیرزنان و دخترهای مامان سبز (عجب جیگری دارن بعضی از این جیگرا!)
  5. احمقهای بسیجی و طرفداران ا.ن (به ازای هر 1000 نفر سبز ، یک عدد) ، با پرچمهای حزب الله که البته نیم ساعت بعد همان پرچم ها و چوبشان بر سر سبزها فرود آمد
  6. سر شکسته و خونین سبز (2 عدد)
  7. چشمهای ورقلمبیده از گاز اشک آور (تا دلت بخواد)
  8. لنگه کفش (2 عدد) که توسط برادران کودتاچی به میان سبزها پرتاب شد!
  9. "مجید سیب سرخی" بی ناموس (مداح هیئت عشاق الحسین) ، مشغول زیر نظر گرفتن محل دستگیری سبزها درپاساژ علی پروین توی هفت تیر ، مشغول طراحی انتقال دستگیرشدگان بود به همراه چند کثافت دیگر
  10. موتور ، ماشین و سطل آشغال سوخته (به تعداد لازم و کافی برای کشیدن خشتک کودتاچیان بر سرشان)
  11. امید ... شادی ... فریاد ... شجاعت ... پیروزی ...
  12. دل قوی دار ، سحر نزدیک است ...
درود بر جنبش سبز ایران ...

۱۳۸۸ شهریور ۱۷, سه‌شنبه

بوی زلزله می آید ... کاری کنیم امروز ...


امروز بیش از هر زمانی ، جنبش سبز نیاز به خردورزی و همفکری ، همبستگی ، تصمیم مشترک و اقدام عملی شدیدن جدی و موثر در برابر کودتاچیان دارد. بوی زلزله می آید ...
دیروز: روزنامه ی اعتماد ملی ، توقیف / علی کروبی ، بازداشت / فرمانده ی سپاه: سران اصلاح طلب ، بازداشت / ا.ن در مصاحبه ی مطبوعاتی: رهبران جنبش سبز ، بازداشت / بوی زلزله می آید ...
امروز: سردبیر اعتماد ملی ، بازداشت / ستاد بازداشت شدگان میرحسین ، بازرسی و تفتیش و تخریب و سرقت اسناد و پلمپ دفتر / دفتر شیخ در جمشیدیه ، بازرسی و سرقت اسناد و پلمپ دفتر / بوی زلزله می آید ...
فردا: دولت کودتا ، مستقر و تیزدندان تر با دشنه هایی برّان تر / شیخ ، بازداشت / میرحسین ، بازداشت / جنبش سبز ، فریاد وا آزادی سر میدهد و آشفته و نگران و پر کینه به فکر راهی برای برون رفت از این وضعیت و آزادی شیخ و میرحسین و ... / بوی زلزله می آید ...
پس فردا: دیر است / علاج زلزله را قبل از وقوع باید کرد ...
کاری کنیم که زلزله گر ما باشیم و آوار بر سر کودتاچیان فرود آید ... دیر بجنبیم ، غبار زلزله چشم ها و دهانهایمان را بند می آوید ...
کاری کنیم کارستان ...
به امید پیروزی نزدیک ...

سد شکسته بسته ی ج.ا و سید پطروس چلاق!


حکومت "نا جمهوری اسلامی-طالبانی" به سد شکسته بسته ای میماند که در آستانه ی ویرانی عنقریبی ست. سید علی یه دست (سید پطروس چلاق)! با یه دست لرزون که از ترس مردم رعشه ی مرگ افتاده بهش ، چند تا سوراخش رو میتونی بپوشونی؟؟؟ اگه عوض 30 سال مفت خوری و شیره کشی ، بیل هم زده بودی ، تا حالا حداقل امید بود که تو همون ونزوئلا بتونی بری اقامتی چیزی بگیری و کنار تختخواب عمو چاوزت یه رختخواب واس خودت اجاره کنی! اما هر کی ندونه ، ما جوونای ایران میدونیم که شما مفت خورای بی هنر ، از اونجا که میدونید هیچ گهی بلد نیستید بخورید (اونم درست) ، پس دارین زور میزنین که این بهشت ویران رو هر طور شده واسه خودتون نگه دارین! اما ... کور خوندی پطروس چلاق! به نظرت تا چند تا 22 بهمن دیگه ، راحت میتونی بشینی پا منقل شیره ت ضحاک چلاق قاتل خونخوار؟؟؟ مرده باد استبداد آخوندیسم و استعمار مذهبی ... زنده باد سکولاریسم خِردورز ...